خداجونم دوستت دارم..
خواستم خودموگول بزنم؛همه ی خاطراتم روانداختم یه گوشه ای
و گفتم : فراموش ؛ یه چیزی ته قلبم خندید و گفت :
یادمه..
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 11:51 توسط ریحانه
|
خواستم خودموگول بزنم؛همه ی خاطراتم روانداختم یه گوشه ای
و گفتم : فراموش ؛ یه چیزی ته قلبم خندید و گفت :
یادمه..
مي نويسم تنها به ياد او و براي او ...